تبليغاتX
کلی مطالب جالب و خواندنی

بازديد : 8 مرتبه
تاريخ : شنبه 30 ارديبهشت 1391

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت: ایران به "گوگل" اخطار داده که در صورت استفاده از واژه های جایگزین "خلیج فارس" از آنان شکایت خواهد کرد.

کمی دیر ولی به جا ...

من یک قدم هم از موضع خودم نسبت به نام خلیج فارس کوتاه نخواهم اومد، شما چطور ؟


ادامه مطلب...
ارسال توسط internet |دسته:| امتياز : 4 | 1 2 3 4 5 6|بلاخره,ایران,به,"گوگل",اخطار,داد, ,
بازديد : 8 مرتبه
تاريخ : شنبه 30 ارديبهشت 1391
ضرب المثل های به انگلیسی...

          اهنگین  موزون و مسجع

A drop of ink may make a million think.

 

Advice when most needed is

least heeded.


یاسین به گوش خر خواندن.

A favour ill placed, is a great waste.

After dinner rest a while, after supper walk a  mile.

AA good lawyer is a great liar.

a good wife and health, are a man,s wealth.

 A friend in need is a friend indeed.

 دوست ان باشد که گیرد دست دوست      در پریشان حالی و درماندگی

A friend to everybody is a friend to nobody.

A hedge between keeps friendship green.

دوست همه کس دوست هیچ کس نیست.

A hungry man, an angry man

.All covet, all lose..

بر ارد طمع مرغ و ماهی به بند.

 

All is well, that ends well.

شاهنامه اخرش خوش است

 A Man of Words and Not of Deeds is Like a Garden Full of Weeds

A place for everything and everything for its place..

 

Diamond cuts diamond.

  • lشغال بیشه مازندران را نگیرد جز سگ مازندرانی.

 

Drop by drop, fills the tub.

قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ذره ذره پشم قالی می شود.

ٍEarly to bed and early to rise

 makes a man healthy ,wealthy and wise.

سحر خیز باش تا کامیاب شوی

 

 

Easy come, easy go

باد اورده را باد برد. .

Every  inch of joy has an ell of alloy

.Fear the Greeks bearing gift

Fast bind, fast find

بد گمان باش در امان باش.

در خانه ات را ببند همسایه ات را دزد مکن.

First thrive, then wive

Fore warned is fore armed.

For washing his hands,none sell lands.

Friends may meet but mountains  never greet.

Good words and  without deeds are rushes and reeds.

Goose goes with geese

کبوتر با کبوتر  باز با باز

Haste makes  waste.

عجله کار شیزان است.

Hear twice, before you speak once.

He laughs best, who laughs last.

جوحه را اخر پا ئیز می شما رند.

Little strokes fell great oaks.

 Little stroke fell great oaks.

Many a pickle, makes a mickle.

اندک اندک  بهم شود بسیار/دانه دانه است غله در انبار.

اندک اندک جمع گردد وانگهی دریا شود.

Much boast, little toast.

پزعالی جیب خالی.

 

Much bruit, little fruit.

دیشب همه شب کمچه زدی کو حلوا

 

Man proposes, God disposes.

از تو حرکت از خدا برکت.

Ninety percent of inspiration is perspiration.

No milll, no meal.

از اسب دو   از صاحبش جو.

No answer is  an answer.

سکوت علامت رضایت است.

.Never trouble trouble till trouble troubles you

No joy without alloy.

نوش با نیش است.

هیج گلش بی هوار نیست.

شادی بی غم در این بازار نیست

گنج بی مار و گل بی خار نیست.

No love like the first love.

نباشد یار چون یار نخستین

No news is good news.

  1. نه هر معشوق چون معشوق پیشینNo pains, no gainsl

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

مقام عیش میسر نمی شود بی رن

Nothing ventured, nothing gained.

Once a friend, always a friend.

با کشی اشنا نمی گردم/چون شدم اشنا نمی گردم.

یار ناپایدار دوست مدار.

One,s song has been sung.

Out of mind, out of sight  .

از دل برود هر انچه از دیذه برفت.

Perservere and neverv fear.

Set a thief, to catch a  thief.

شغال بیشه مازندران را نگیرد جز سگ مازندرانی.

دزد را در پی دزد فرست.

Soldem seen,soon forgotten.

Spend and God will send,. spare, ever bare.

Sweets with sweets war not, joy delights in joy.

United we stand, divided we fall.

اری  به اتفاق جهان می توان گرفت.

اتحاد پیروزی است تفرقه شکست است.

Visits should be short,like a winter,s day

Lest you,r too troublesome, hasten away.

Waste not ,want not.

هر چیز که خوار اید روزی به کار اید.

Wedlock is a padlock.

 ای گرفتار پایبند عیال  دیگر اسودگی مبند خیال.

When in doubt, do nowt.

When the candles are away,all cats are grey.

شب گربه سمور می نماید.

When the cat is away the mice will play.

چشمه خورشید جو پنهان شود

شبپره بازیگر میدان شود

Who spends before he thrives, will beg before he dies.

Wisdom and goodness to the vile seems vile.

 

Wisdom asks for fruit, but folly flowers.

ٌٌٌٌٌٌ

Wishes don,t wash dishes.

با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود.

You are a fool to steal, if you can,t conceal.

اول چاه را بکن بعد مناره را بدزد.

You may end him, but you will not mend him.

توبه گرگ مرگ است.

 


ادامه مطلب...
ارسال توسط internet |دسته:| امتياز : 4 | 1 2 3 4 5 6|ضرب,المثل,های,آهنگین, ,
بازديد : 8 مرتبه
تاريخ : شنبه 30 ارديبهشت 1391
در مرد فضیلت زینت است در زن بی اعتنائی به زینت فضیلت است

زن و پرندگان می توانند بی انکه به پشت سر نگاه کنند پشت سر خود را ببینند.

ادامه مطلب...
ارسال توسط internet |دسته:| امتياز : 4 | 1 2 3 4 5 6|ضرب,المثل,های,چینی, ,
بازديد : 8 مرتبه
تاريخ : شنبه 30 ارديبهشت 1391
نوشتن در مورد هوش هیجانی، خیلی ساده نیست. نوشتن از یک واژه دقیق علمی‌ که گوش شیطان کر به همان شسته رفتگی تبدیل شده به یک واژه در روان‌شناسی عامه‌پسند. خیلی ساده است که یکهو بپریم توی حوض هوش هیجانی و بی‌خیال امپراتوری کبیر هوش شناختی شویم.

تا همین 17 سال پیش هر فرد عادی یا متاسفانه هر روان‌شناس کتاب قورت‌ داده‌ای که می‌خواست از موفقیت حرف بزند، فرمانده بلامنازع ذهنش کلمه «باهوش» بود. البته چون هوش هیجانی آن موقع تعریف نشده بود، هوش مساوی بود با هوش‌ شناختی.

هوش آمدنی بود نه آموختنی!
هر کتاب بازاری هوش هیجانی را ورق بزنید و هر مقاله‌ای که در مورد این هوش بخوانید می‌بینید که منفورترین واژه همین هوش شناختی است. اما نویسنده غالبا (از فرط هیجان بالا و هوش هیجانی پایین احتمالا!) یادش می‌رود ماهیت این همیشه متهم را مشخص کند.

وقتی شما می‌روید پیش یک روان‌سنج و می‌خواهید هوشتان را بسنجد، او به طور پیش‌فرض هوش شناختی شما را می‌سنجد و وقتی می‌گویید «عدد بده» رقمی ‌را به شما می‌دهد که مردم به آن می‌گویندIQ. این عدد نشان می‌دهد که شما از نظر توانایی‌های شناختی در چه سطحی هستید.

این توانایی‌های شناختی هم برخی معلومات مدرسه‌ای مثل استدلال، توانایی حل مسئله، اطلاعات عمومی، توانایی تعریف کردن واژه‌ها و فوق فوقش توانایی ساختن یک کل از تعدادی جزئیات است. پس هوش شناختی که می‌گویند یعنی باهوش بودن در استدلال کردن، محاسبه، حل مسئله، تعریف کردن واژه‌ها، اطلاعات عمومی ‌و چیزهای کاملا عقلانی و خشکی از این قبیل.

اما این هوش شناختی 2عیب بزرگ داشت؛ اول اینکه بیشتر می‌توانست موفقیت در تحصیل را پیش‌بینی کند نه موفقیت در جنبه‌های دیگر زندگی، و دوم اینکه پایه‌های مغزی‌اش ارثی بود. الان حتی آسان‌گیرترین و خوش‌فکرترین نظریه‌پردازان هوش هم می‌گویند آخرین حد هوش شناختی یک آدم از همان اول عمرش مشخص است.

محیط زندگی‌اش فقط می‌تواند او را به این ماکسیمم برساند یا از قافله‌ای که حقش است، عقب نگه‌اش دارد؛ اما پیش رفتن از این ماکسیمم ژنتیکی ابدا ممکن نیست. این یک پاشنه آشیل (احتمالا هوش شناختی هر دو پاشنه‌اش غیر رویین‌تر باقی مانده!) باعث شد هوش هیجانی با به بازار آمدن‌اش خیلی سر و صدا کند. چرا؟ بروید به مرحله بعد!

هوش هیجانی وارد می‌شود!هوش هیجانی پاشنه‌هایش هم مثل بقیه بدنش رویین‌تن و فابریک باقی ماند! از یک طرف از همان اول تبلیغ شد که اگر هوش شناختی تغییرناپذیر و  ارثی است، هوش هیجانی کاملا آموختنی و وابسته به محیط است. در واقع هوش هیجانی، یک مهارت است.

از طرف دیگر، هر تحقیقی می‌شد، بیشتر ثابت می‌کرد که هوش هیجانی، پیش‌بینی‌کننده خوبی برای موفقیت در زندگی زناشویی، شغلی، عبور از بحران‌ها، تربیت فرزندان، مدیریت و حتی آموزش و پرورش است؛ آموزش و پرورشی که به طور سنتی رقابت را بر توانایی‌های شناختی گذاشته بود (و متاسفانه در کشور ما هنوز هم تاکیدش همان‌هاست).

اما این هوش دیگر چه جورش بود که می‌شد رفت نشست پیش یک نفر و لا اقل اصول «باهوش شدن» را از او یاد گرفت؛ هوشی که مثل هوش شناختی، ماشین ارثی اجدادی نیست بلکه  مثل رانندگی کردن یک مهارت است که باید خودت به‌تدریج یادش بگیری.

هوش هیجانی یعنی چه؟
ساده‌ترین و احتمالا بهترین جواب به این سؤال، یک مقدمه جنایی می‌خواهد. باید این ترکیب را از وسط نصفش کنیم و ببینیم توی هر شقه چه خبر است. «هوش» به قول پیاژه - یکی از برترین‌های روان‌شناسی قرن بیستم - در یک تعریف دو کلمه‌ای، یعنی توانایی سازگار شدن. البته این سازگار شدن در فارسی خیلی معنای منفعلی دارد.

هوش یعنی اینکه آن‌قدر آدم توانا باشد که بتواند خودش را با هر شرایط جدیدی وفق دهد و با موفقیت از چالش‌های آن شرایط بگذرد. حالا این چالش می‌تواند حل یک مسئله سر امتحان باشد (چالشی که تا قبل از 1990 روی شبیه  آن خیلی تاکید می‌شد) و می‌تواند مدیریت کردن خشم موقع یک بحران خانواده باشد (چالشی که  طرفداران هوش هیجانی روی آن خیلی تاکید داشتند).

پس یک طرف شقه، موفق بیرون آمدن از چالش‌های زندگی بود که اسمش را گذاشته بودند هوش. اما روح جدید در شقه دیگر این عبارت دمیده شده بود؛ یعنی هیجان. هیجان توی گفت‌و‌گوهای ما ایرانی‌ها کلمه‌ای است که همیشه مساوی است با یک حس فعال و با ریتم تند مثل خوشحالی یا خشم یا تعجب زیاد. اما در واقع حیطه هیجان در کلمه هوش هیجانی وسیع‌تر از این حرف‌هاست.

از حس غمگینی ملایمی ‌که دم غروب به‌تان دست می‌دهد گرفته تا جدی گرفتن حالت صورت‌تان هنگام دروغ گفتن به استاد در کلاس درس. در واقع هیجان هم حس‌های تند و کند درونمان را شامل می‌شود و هم نمودی که خواسته و ناخواسته با ظاهرمان بروز می‌دهیم؛ ظاهری که فقط رنگ رخساره نیست.

هوش هیجانی آمد این 2شقه را چسباند به هم و از نو آدمی ‌دوباره ساخت؛ یعنی اگر تا قبل از تعریف شدن هوش هیجانی در روان‌شناسی معنی باهوش بودن، گذشتن موفق از چالش‌هایی بود که IQ بالا می‌خواست؛ مثلا محاسبات خفن یا اطلاعات عمومی ‌توپ، حالا دیگر هوش یک معنی دیگر هم پیدا کرده بود؛ یعنی گذشتن از چالش‌های هیجانی با استفاده از قدرت‌هایی مثل شکیبایی، توانایی همدلی کردن با دیگران، توانایی شناختن احساسات خود و توانایی مدیریت کردن هیجانات. البته یادتان باشد که معادل مفهوم  «هوش هیجانی» EI است و EQ تبدیل مفهوم هوش هیجانی به یک کمیت یا عدد؛ یعنی تست هوش هیجانی  را که از شما می‌گیرند، عددی که می‌دهند اسمش هست EQ.

قدرت‌هایی که آموختنی بودند نه ارثی
هوش هیجانی باعث شد که هم نظر روان‌شناس‌ها در مورد موفقیت آدم‌ها تغییر اساسی پیدا کند و هم اعتبار جدیدی برای روان‌شناسی آورد.

گرچه انتقادات وارد و ناواردی هم به این قضیه بود و مهم‌ترین‌اش هم از مشهورترین منتقد فروید «هانس آیزنک» که دست از سر هوش هیجانی هم بر نداشت و گفت: «این مرتیکه «گلمن» می‌خواهد همه ویژگی‌های مورد نظر خودش را بکند زیرمجموعه هوش. بعید می‌دانم نظریه این تازه به دوران رسیده‌ها علمی ‌باشد». البته الان آیزنک چند سالی هست که عمرش را داده به شما و کتاب‌های «هوش هیجانی» گلمن دارد مثل اسب فروش می‌رود. حالا این گلمن کی هست؟ قصه از کجا شروع شد را بخوانید.

قصه از کجا شروع شد؟
قصه از جای دوری شروع نشده است. این کلمه هوش هیجانی آن‌قدر بین بچه‌های رشته روان‌شناسی و مدیریت خودمان باب شده است که آدم تعجب می‌کند وقتی می‌بیند کلمه‌ای است که هنوز فقط 22 سال دارد. بله! دقیقا 22 سال!

سال1990، 2تا آمریکایی بیکار به نام‌های  پیتر سالووی و جان مایر از 2تا دانشگاه گنده آنجا نشستند با هم یک مقاله دادند که اولین بار کلمه هوش هیجانی در آن به کار رفته و تعریف شده بود؛ «هوش هیجانی یعنی شناخت و مدیریت احساسات خود و دیگران و استفاده از هیجانات برای هدایت فکر».

البته قبل از آنها یکی از هم دانشگاهی‌های پیتر به نام هوارد گاردنر  که سر پرسودا و البته خلاقی داشت، یک نظریه داده بود با عنوان «هوش‌های چندگانه». او در بین هوش‌های هفت‌گانه‌اش چیزی شبیه به هوش هیجانی هم گذاشته بود اما اسمش را گذاشته بود «هوش درون فردی»؛ عبارتی که هم مبهم بود و هم چندان برای یک ترکاندن در داخل و بیرون دنیای روان‌شناسی خوش‌فرم نبود (البته اگر شما با همین 2خط از گاردنر خوشتان آمده می‌توانید بروید توی همشهری آن‌لاین یکی از مطلب‌های قبلی همین صفحه با عنوان «فیلم‌ها با ما چه می‌کنند» را جست‌‌وجو کنید).

اما سکه «هوش هیجانی» نه به نام گاردنر خورد و نه به نام سالووی و مایر. الان همه دنیا اولین نامی ‌که کنار هوش هیجانی به ذهنشان می‌رسد، «دانیل گلمن» است؛ یک روان‌شناس و در عین حال ژورنالیست دوست‌داشتنی که کتاب جذابی به نام «هوش هیجانی» را نوشت و تمام پیشخوان‌های کتاب‌های موفقیت دنیا را تسخیر کرد. نام کتاب آن‌قدر گنده بود که حتی روی جلد مجله تایم هم رفت.

احتمالا گلمن -استاد دانشگاه‌ هاروارد- هم هوش هیجانی‌اش از سالووی و مایر بیشتر بوده و هم هوش شناختی‌اش! به هر حال، او کتابی نوشت که در ایران خودمان هم بارها و بارها با نام‌هایی چون هوش هیجانی،  هوش عاطفی و هوش احساسی بارها و بارها تجدید چاپ شده و دل جماعتی را به افزایش هوش‌شان خوش کرده است.

الان هم هر دانشگاهی که رشته روان‌شناسی و مدیریت دارد، لااقل یک پایان‌نامه در مورد رابطه هوش هیجانی یا هر چیزی که فکرش را بکنید، دارد؛رابطه هوش هیجانی با شیوه‌های مدیریت، شیوه‌های آموزشی، شیوه‌های فرزندپروری، راه‌های مقابله با استرس و حتی شوخ‌طبعی!

هوش هیجانی پشت ویترین کتابخانه
کتاب‌های زیادی با ترجمه‌های خوب و بد توی بازار هستند ولی ما به رسم همکاری با جناب گلمن در هر دو جنبه روان‌شناسی و روزنامه‌نگاری کتاب‌ها را با این اولویت‌بندی پیشنهاد  می‌کنیم:

1 ـ هوش هیجانی، دانیل گلمن، ترجمه نسرین پارسا، انتشارات رشد
2 ـ هوش هیجانی- مهدی گنجی- انتشارات ساوالان
3 ـ هوش هیجانی، دیدگاه سالووی و دیگران، تالیف و ترجمه دکتر نسرین اکبرزاده، انتشارات فارابی

هوش هیجانی روی وب
www.parsei.com
طبق، نتایجی که گوگل می‌دهد دقیقا 14400 سایت فارسی روی وب، نامی‌ از هوش هیجانی برده‌اند. البته احتمالا اگر شما الان این سرچ را تکرار کنید نتیجه طی این یک هفته بیشتر و بیشتر خواهد بود.

اما فقط یک سایت فارسی وجود دارد که همه هم و غمش هوش هیجانی است؛ یک روان‌شناس به نام بهمن ابراهیمی‌ که خودش 2تا از کتاب‌های گلمن را ترجمه کرده، برداشته سیر تا پیاز هوش هیجانی را برایتان ریخته توی یک وب به نام «هوش هیجانی».

خوبی این وب، این است که در مورد هوش هیجانی از موقعی که توی کله سالووی و مایر وول می‌خورده، نوشته شده تا موقعی که شده موضوع پایان‌نامه دانشجوهای روان‌شناسی دانشگاه‌های ایران.

کاربرد هوش هیجانی در آموزش و پرورش، کاربرد هوش هیجانی در تربیت فرزندان و معرفی کتاب‌ها و تحقیقات روان‌شناسی که در مورد هوش هیجانی در ایران نوشته شده‌اند، از بخش‌های جالب این سایت‌اند.

باهوش شدن در 6 گامهمان‌طور که حتما در متن خوانده‌اید (و اگر نخوانده‌اید جان مادرتان اول بروید متن را بخوانید!) هوش هیجانی را می‌شود آموخت. البته باهوش شدن از نوع هیجانی به همین سادگی که ما تیتر می‌زنیم، نیست ولی ما فقط قدم اول را با شما برمی‌داریم؛ دانستن و توانستن‌اش با شما.

1 ـ احساسات خود را بشناسید. در مورد اینکه وقتی از احساسات و هیجانات حرف می‌زنیم از چه چیزی حرف می‌زنیم، در بخش «هوش هیجانی یعنی چه؟» مختصری توضیح داده‌ایم. شاید شما هم تجربه کرده باشید وقتی را که آدم اصلا نمی‌داند که چه مرگش است؛ اصلا خوشحال هست یا نیست! اگر این وقت‌های «نمی‌دونم چمه» در زندگی‌تان کم باشد برده‌اید وگرنه بد نیست گاهی از خودتان بپرسید: «من الان واقعا چه حسی دارم؟» و مهم اینکه برای حس نورسیده‌تان، نامی از پیش داشته باشید.

2 ـ حس دیگران را بشناسید. خدایی‌اش راحت نیست ولی خب، بیشتر وقت‌ها رنگ رخساره و لرزش دست و عرق پیشانی و انحنای لب از سر درون خبر می‌دهند. لااقل این را بدانید که چه حسی، چه نشانه جهانی و صد البته چه نشانه ایرانی دارد. بهترین راهش هم این است که توی تنهایی خودتان، نشانه‌های بدنی حس خودتان را بدانید و زبان بدن خودتان را بفهمید.

3 ـ با  دیگران  همدل شوید. توقع ندارید که گام سوم هم به‌راحتی گام اول باشد؟ این همدلی هم از آن کلمه‌هایی است که معنای غلط‌اندازی در فارسی دارد. همدلی وسیع‌تر از هم حس شدن با یک مخاطب شاد یا غمگین است. شما باید بتوانید لااقل به‌طور موقت از دریچه نگاه یک نفر دیگر به جهان نگاه کنید و بعد در مورد شرایط قضاوت کنید؛ چیزی که نیاز به استفاده کمی ‌عقل دارد و استفاده بسیار از دل. و  بیخود نیست که شده جزو اصول هوش هیجانی و بیخود نیست که روان‌شناس‌های ایرانی ترجمه‌اش کرده‌اند به همدلی.

4 ـ مدیر هیجان‌هایتان باشید نه کارگرشان! این هم خدایی‌اش سخت است و اگر بخواهیم در مورد همه حس‌ها بگوییم، می‌شود مثنوی هفتاد من. منبع در مورد مدیریت هیجان‌ها زیاد است اما فقط بدانید که مدیریت هیجان فقط مدیریت خشم و نفرت نیست؛ گاهی شما باید غم‌هایتان را هم مدیریت کنید تا «روحتان را ذره‌ذره در انزوا نجوند». سخت است، قبول.

5 ـ در روابط اجتماعی ماهر باشید! به خیالتان آدم‌های جذاب تاریخ همین‌طوری و یکهویی شده‌اند مصلح یک ملت؟ همه آنها اول با یک نفر ایده‌هایشان را مطرح کرده‌اند اما چون «هنر رابطه برقرار کردن با دیگران» را می‌دانستند، گروهشان از 2 نفر تبدیل شد به یک ملت.

حالا درست است که  شما نمی‌خواهید مصلح شوید ولی با توجه به اینکه اجبارا موجودی اجتماعی هستید، بهتر است این هنر را یاد بگیرید. چطوری؟ با مشاهده روابط آدم‌های محبوب، با انرژی گذاشتن روی روابط صمیمی، با برداشتن گام 3، با برداشتن حتی گام 4 و به قول شریعتی با خواندن و خواندن و خواندن؛ البته نه خواندن همه کتاب‌های بازاری قفسه‌های موفقیت!

6 ـ شکیبا باشید! بار چندم است که اینجا می‌گوییم صبور باشید؟ باز هم می‌گوییم چون تغییر کردن آدمی‌ سخت است. خیلی سخت‌تر از آنکه جز با صبوری حتی بشود تصورش را کرد. پس اگر هوشت در 3سوت نرفت بالا، نگران نباش! لااقل 3میلیون سوت‌بلبلی لازم است که یک نفر همین 6 گام را همیشه بکند ملکه ذهنش. نگران نباشید و صبور باشید!


ادامه مطلب...
ارسال توسط internet |دسته:| امتياز : 4 | 1 2 3 4 5 6|هوش,هیجانی,چیست؟, ,
بازديد : 9 مرتبه
تاريخ : شنبه 30 ارديبهشت 1391
666سه تا شیش داره مال پس پریسال بود ......
امسال مد شده:

۷۷۷ سه تا هفت داره ،
زمستونا خیابونا برفداره ؛
 صابون که به دست بمالی کف داره ،
ایران و اینجوری نبین نفت داره ،
 نونوایی محلمون صف داره ،
 آهنگای قدیمی توش دف داره .....
eb3d9627df2339e4eae642f1dccaf256-300

ادامه مطلب...
ارسال توسط internet |دسته:| امتياز : 4277 | 1 2 3 4 5 6|777,سه,تا,7,داره, ,
صفحه قبل 1 2 ... 1369 صفحه بعد